تازه ترین مطالب



پربیننده ترین مطالب

کد مطلب: 11325
تاریخ انتشار : چ, 1392/11/30 - 21:08
علت افزايش چاقو كشي در شهرمان چيست؟

آران مغان: درگيري و کشته شدن تعدادي از جوانان به وسيله سلاح سرد که در اغلب مواقع در شهرمان با آن مواجه هستيم حاکي از آنست که در اين حوادث جواناني مقصر شناخته شده اند که به اعتقاد خودشان فقط قصد ترساندن و قدرت نمايي به دوستان خود را داشته اند.

به گزارش آران مغان، اين حوادث که به جرات مي توان گفت روزانه حداقل يک مورد از آن را در يکي از مناطق شهر پارس آباد وبه ويژه دربين جوانان شهر شاهد هستيم ناشي از آنست که سلاح سرد به عنوان وسيله تهديد و قدرت نمايي و ايجاد رعب و وحشت در بين مردم استفاده مي شود و امنيت اجتماعي و رواني شهروندان را به حمل سلاح‌ سرد به الگوي رفتاري منفي تبديل شده است
چاقوکشي و حمل برخي از سلاح‌هاي سرد همچون قمه به مد و الگويي رفتاري منفي تبديل شده است، متاسفانه گسترش، فروش و بکارگيري سلاح سرد به اعداد و ارقامي رسيده است که مسئولان و دست اندرکاران بايد توجه ويژه ‌اي به آن داشته باشند.
با اشاره به اينکه فروش انواع و اقسام چاقوهاي نامتعارف اعم از قمه، شمشير و قداره به طور آزاد در اغلب مکان‌ها به فروش مي رسد، شرايط به گونه اي تغيير کرده که جوانان مي‌توانند به آساني هر نوع اسلحه سرد را تهيه و به همراه داشته باشند.
با توجه به اينکه افراد به خاطرکمبود توجه و تزلزل شخصيت، اين گونه سلاح‌ها را با خود حمل مي کنند و احساس مي کنند که حمل اين سلاح‌ها به نوعي حس اعتماد به نفس و شجاعت به آنان مي‌دهد، از آنجايي که مديريت احساسات به بسياري از جوانان و نوجوانان آموزش داده نشده است، جوانان در هنگام خشم سلاح را از جيب خارج کرده و به کار مي‌گيرند.خاطره مي ‌اندازد.
جوانان ما
جوانان هر مملكت نيروهاي فعال و داراي پتانسيل فراوان آن مرز و بوم محسوب مي‌شوند و غالبا كلمه جوان و جواني در كنار واژه‌هايي چون انرژي، شادابي، تري و تازگي و كلمات شادي‌آفرين ديگر به كار مي‌روند. جوان بخاطر خصلت جواني‌اش داراي شور و شوق و هيجان است و غالبا سعي مي‌كند به نوعي هيجان جواني‌اش را تخليه كند. برخي از جوانان با اشتغال به كار يا ابداعات هنري، برخي با تحصيل، برخي با ازدواج و برخي ديگر نيز با سرگرمي و يا دنبال كردن ورزش قهرماني روزگار جواني را سر مي‌كنند. روال معمول هم چنين است كه هركدام از جوانان به فراخور روحيه خود كار خاصي را دنبال كنند و دنبال آرزوي جواني خود باشند.جوانان سرمايه‌هاي كشور هستند، سرمايه‌هايي كه بسياري از كشورها حسرت آن را مي‌خورند. حسرت جواناني به استعداد و هوش جوانان ما كه در هر زمينه‌اي سرآمد هستند و بر مسئولان است كه از اين استعدادها استفاده بهينه ببرند و نگذارند كه اين استعدادها هدر برود. جوانان ايراني در ذات خود داراي انرژي فراواني هستند و تخليه اين انرژي مي‌تواند به دو صورت بهنجار يا نابهنجار صورت گيرد. صورت بهنجار تخليه انرژي مي‌تواند براي شكوفايي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور مفيد واقع شود و صورت نابهنجار آن نيز مي‌تواند تبعات تلخ و حتي جبران ناپذيري داشته باشد.

جوان با انرژي جواني‌اش طراوت، تري، تازه‌گي و شادابي و شكوفايي را براي كشورش به ارمغان مي‌آورد و با افسردگي، خمودي، يأس و نوميدي‌اش كشور را به خمودگي مي‌كشاند و ضرر و زيان‌هاي مادي و معنوي فراواني را به بار مي‌آورد. به همين دليل است كه وظيفه برنامه‌ريزان ذيربط بيش از پيش مهم مي‌شود. آنها بايد براي تمام جوانب زندگي جوانان برنامه‌ريزي كنند و عواقب اجراي برنامه‌هاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي را نيز در نظر بگيرند و در برخورد با جوان بايد به جنبه‌هاي مختلف و روحيات آنها نيز توجه كنند. جوان كار مي‌خواهد و در كنار آن بايد فكري نيز براي ازدواج و تفريحات سالم جوانان انجام داد. هم‌اكنون اشتغال، ازدواج و تفريحات سالم سه ضلع مثلثي را تشكيل مي‌دهند از آن مي‌توان به‌عنوان بزرگترين مشكلات جوانان ياد كرد.

من جوانم، گناه من چيه!؟

هنوز گوشه لبانش سبز نشده است! مشخص است كه به زحمت 17 سال را دارد. به سيگار وینستون قرمزعقابي پك مي‌زند، دود را تا انتهاي مويرگهايش تو مي‌دهد و بعد دود را همانند قطارهاي فيلمهاي قرن قبل بيرون مي‌دهد. پشت دود گمش مي‌كنم! مي‌پرسم: برايت زود نيست كه سيگار بكشي!؟ مي‌گويد: خب مي‌خواي چيكار كنم؟ سيگار كه آدمو معتاد نمي‌كنه! جوونيم و... او يكي از هزاران جوان پارس آبادی است. جواناني كه مي‌پندارند جواني يعني اينكه سيگاري بر لب داشته باشند و دنبال كارهايي باشند كه اقتضاي سن جواني‌شان است ولي آيا مگر سيگار كشيدن اقتضاي سن جواني است؟ نگاهي به كمربندش مي‌اندازم كه در گوشه‌ي آن جلد چرمي چاقويي توي چشمم مي‌زند. چاقويي كه بي‌شباهت به ساطور نيست. مي‌گويم: قصابي مي‌كني!؟ مي‌خندد و مي‌گويد: نه! يك مرد بايد هميشه چاقو داشته باشه!! و من توي دلم به اين فكر مي‌كنم كه بايد در تعاريف خودم از مرد و جواني تجديد نظر كنم. مي‌گويم سيگار كشيدن چه ربطي به جواني دارد؟ و حمل چاقو چه تناسبي با مردانگي؟ حرفي نمي‌زند. از او درباره تفريحاتش كه مي‌پرسم حرفهايي ميز‌ند كه نمي‌توان آنها را در جايي انعكاس داد. و وقتي علتش را مي‌پرسم مي‌گويد: "چيكار كنيم؟ كجا براي تفريح برويم؟ نه پارك درست و حسابي! نه كاري!! نه مراكز تفريحي و نه هيچي...اين شهر چي دارد كه آدم دلش به اون خوش باشه!؟ خب ما هم مجبوريم با دوستامون باشيم و باهم خوش باشيم.من جوانم، گناه من چيه؟"

جوانان شهر ما چرا چاقو حمل ميكنند ؟!

هردوشان جوان بودند، عصر باهم بودند و شب يكي‌شان با پيراهني خونين برمي‌گردد و آن ديگري غرقه به خون در گوشه بيمارستان جان مي‌سپارد. دليل اين چاقوكشي دعوا بر سر موضوعي بسيار پيش‌پا افتاده بوده است، مي‌شود گفت بر سر هيچ! و چه راحت زندگي جواني بر سر هيچ فدا مي‌شود. نمي‌توان و نبايد از كنار اين قضيه و قضاياي مشابه به سادگي گذشت. عموم جواناني كه بر سر مسائل جزئي باهم درگير مي‌شوند از دوستان و آشنايان يكديگر هستند كه در يك واكنش آني و عصبي مرتكب عملي مي‌شوند كه يك عمر پشيماني هم سودي براي آن ندارد. اگر آن جوان چاقويي در جيب نداشت احتمال آن مي‌رفت كه دوستش زنده بماند! سئوالي كه اينجا مطرح مي‌شود آنست كه چرا جوانان با خود چاقو حمل مي‌كنند؟ دليل آن هرچه كه باشد نمي‌تواند قابل توجيه باشد. به نظر مي‌رسد حمل چاقو توسط جوانان در شهر پارس آباد بيشتر بار رواني دارد تا اينكه آنان بخاطر احساس ناامني چاقو با خود بردارند، يا شايد هم نوعي احساس غرور و قدرت كه بواسطه حمل سلاح سرد به جوانان دست مي‌دهد باعث مي‌شود جوان با خود چاقو بردارد.
 
علت چيست ؟
 
علل بسياري از نابساماني‌هاي اجتماعي از جمله چاقوكشي و نزاع جوانان در شهرستان پارس آباد ريشه در بيكاري جوانان دارد كه مستقيم و غير مستقيم آنها را عصبي بار مي‌آورد.
موضوع ديگر هم كه متأسفانه در ساليان اخير بين جوانان شيوع پيدا كرده است موضوع نوشيدن مشروبات الكلي در عروسي‌ها مي‌باشد كه باعث مي‌شود جوان در اثر مستي نداند چه‌ مي‌كند و بعد از چند ساعت تازه مي‌فهمد كه چه جرم بزرگي مرتكب شده است.

بيكاري از جمله عواملي است كه جوان را زودرنج و عصبي مي‌كند. جوان بيكار چون در جامعه صاحب منزلت اجتماعي برابر با افراد ديگر نيست فشار مضاعفي را تحمل مي‌كند و وقتي كسي را هم كشت چيزي ندارد كه از دست بدهد نه كاري نه همسري و... و شايد حتي يكي از اين موارد بود به اميد آن كسي را نمي كشت .

كمبود مراكز تفريحي (و در واقع نبود مراكز تفريحي) در شهر ديگر عامل گرايش جوانان به بزهكاري مي‌باشد. جوان وقتي نتواند وقت خود را به بهترين وجه پركند بيراهه‌ها جلوي پايش راه باز مي‌كنند و دير زماني نخواهد بود كه در گردابي از مشكلات غوطه‌ور شود. در اين‌زمينه بايد وظايف نهادهاي متولي امور فرهنگي را بسيار خطيرتر از آن دانست كه تنها به ارائه آمار و ارقام بسنده كنند. پارس آباد شهري است كه مردم و جوانان آن فقط زندگي مي‌كنند. فقط زندگي مي‌كنند كه شب را به صبح برسانند و صبح را به شب و از امكانات تفريحي در آن خبري نيست. شهر ما شهري است كه اوقات فراغت جوانان آن يا بايد در عروسي‌ها پر شود يا در كنار خيابانها و جلوی مدارس و يا در مكانهاي مانند قهوه‌خانه‌ها.

بسياري از جوانان اوقات بيكاري خود را با رفتن به عروسي دوستان و آشنايان و دوستان دوستانشان سپري مي‌كنند. متأسفانه برخي از عروسي‌ها هم به دليل دعوا و درگيري بين جوانان، تمام خوشي‌هاي عروسي در كام مهمانان تلخ مي‌شود و برخي از عروسي‌ها به دعوا و چاقوكشي و حتي قتل مي‌انجامد و خون جواني ريخته مي‌شود، جواني كه مي‌توانست با نيروي فكر و انديشه خود به جامعه و كشورش خدمت كند با تمام آرزوهاي بزرگ و كوچكش وداع مي‌كند و جواني ديگر در انتظار آنكه عدالت در باره او اجراء شود. آيا اين جوانان نمي‌توانستند از نيروي جواني شان در راه درست استفاده كنند؟ چاقوكشي و نزاع در شهرمان چهره نازيبايي از شهر را در ذهن مردم و مسافران مجسم مي‌كند.
چه بايد كرد؟
اولين نهاد مسئول در زمينه آموزش جوانان و الزام آنها به مسئوليت‌پذيري، نهاد خانواده است. خانواده بايد جوان را به سمتي هدايت كند كه اصول اخلاقي و هنجارهاي جامعه را بشناسد و رعايت آنرا وظيفه خود بداند. مدارس نيز از ديگر نهادهاي دخيل در شكل‌گيري شخصيت نوجوانان و جوانان هستند كه نبايد به سادگي از كنار بار آموزشي و تأثيرات مثبت آن در رفتارهاي جوانان گذشت. مدارس بايد مكان آموزش حقوق شهروندي به دانش‌آموزان و جوانان آينده اين مرز و بوم باشند و معلمان و مديران و كارگزاران فرهنگي بايد در انتقال ارزشهاي اخلاقي به جوانان بيش از پيش بكوشند.

متأسفانه در برخورد با موضوعات مبتلابه جوانان درشهر ما  هميشه نگاه سلبي بر نگاه ايجابي چربش داشته است و به عبارت بهتر، به جوان مي‌گوييم كه چه نكند و نمي‌گوييم چه بكند و راهكاري براي وي ارائه نمي‌دهيم. بايد جايگزين ها را شناخت و بهترين‌ها را به جوان پيشنهاد داد.
همانطور كه گفته‌ شد عدم وجود تفريحات سالم در شهر يكي از دلايل عمده بروز خشونت در بين جوانان شهر ماست ولي مهمترين دلايل افزايش خشونت و نزاع در بين جوانان ما را بايد در افزايش بيكاري جوانان جستجو كرد. بيكاري در شهر ما به‌ طور فزاينده‌اي رشد كرده است و همين باعث به صدا درآمدن زنگ خطر شده است.جواني كه كار ندارد نمي‌تواند آتيه‌اي را براي خود متصور باشد. مشكل اقتصادي باعث و ريشه بسياري از عوامل و ناهنجاري‌هاي اجتماعي در شهر ماست. جوان بيكار نه توان استقلال مالي و فكري دارد، نه توان ازدواج و با انواع درگيري‌ها و مشكلات روحي دست و پنجه نرم مي‌كند. مشكلات روحي نيز زمينه‌ساز انواع ناهنجاري‌ها همچون گسترش فساد، افزايش خشونت و اعتياد بين جوانان مي‌شود. در صورت حل معضل اشتغال جوانان كه مختص منطقه جغرافيايي خاصي نيست بسياري از مشكلات جوانان نيز خود به خود حل خواهد شد.

تمام موضوع درشهرستان پارس آباد در خشونت و چاقوكشي و ناهنجاري خلاصه نمي‌شود و اكثريت جوانان اين شهر جزو جوانان فعال و خوش‌آتيه استان و كشور هستند، جواناني كه اكثريت آنها داراي اخلاق، رفتار و آداب اجتماعي نيكو هستند. حتي شايد آمار جرائم در شهر ما نسبت به ساير مناطق كمتر باشد ولي همه‌ي اينها دليل نمي‌شود كه به اين موضوع پرداخته نشود. جرائمي همچون چاقوكشي هر چقدر كه در مقياس بسيار كمتري اتفاق بيفتند باز هم تأسف‌برانگيز است و اين جرائم نبايد در شهري اتفاق بيفتد كه مردمش به اخلاق خوش، مهمان‌نوازي و گشاده‌رويي معروف هستند. حال وقت آن رسيده كه مسئولين شهرمان جهت جلوگيري از پديده نزاع و چاقو كشي جلساتي را با صاحب نظران روانپزشكان و مسئولين ذيربط ترتيب بدهند وبه سادگي از كنار اين موضوع نگذرند.
..............................................
آرزو حسن زاده مدرس دانشگاه
انتهای پیام/

ارسال نظر